چون رفتار درمانی عقلانی هیجانی بیش از برخی از درمان های دیگر بر شناخت تاکید دارد، به طور طبیعی بر اهمیت بینش تاکید می ورزد. منظور از بینش، تشخیص سهم عوامل درونی و بیرونی در ناراحتی ها و اقداماتی است که برای افزایش سلامت هیجانی  و جسمی خود می توانیم انجام بدهیم. در رفتار درمانی عقلانی هیجانی، بینش صرف تاحدودی مفید است و گاهی اوقات پراختن به جزئیات گذشته ممکن است نگذارد علل فعلی تاکارآمدی را بفهمیم و از بین ببریم. بنابراین رفتار درمانی عقلانی هیجانی بر سه نوع بینش که به زمان حال مراجعان کمک می کنند، تاکید دارد:

1-       بینش شماره 1: (ABC ناراحتی انسان): گرفتاری (A) معمولاً نقش مهمی در احساسات و رفتارهای (C) دارد، ولی نقش باورها (B) هم هین قدر مهم است.

2-       بینش شماره 2: پیامدهای ناراحت کننده تا حدودی تا حدودی بر اثر باورهای نامعقول خود بزرگ بینانه  (اما طبیعی)ایجاد می شود؛ و ادامه باورمندی به این باورهای نامعقول است که امروز مراجعان را ناراحت نگاه می دارد. بنابراین بهتر است مراجعان باورهای نامعقول قبلی و فعلی خود را بیابند و با تغییر آنها، پیامدهای امروز را بهبود بخشند.

3-       بینش شماره 3: بهبود پیامدهای ناکارآمد امروز مراجعان در گرو مقدار زیادی بینش و کار و تمرین – شناختی، هیجانی و رفتاری و رفتاری است. چون مراجعان از لحاظ زیست شناختی، آموخته ها و عادت ها گرایش دارند، پیامدهای ناکارآمد را حفظ کنند (الیس، 1996، 1994).

گردآورنده: نصرت نوجوان

منبع:رفتار درمانی عقلانی هیجانی، آلبرت الیس، مترجم مهرداد فیروزبخت