رفتار درمانی عقلانی-هیجانی یک رویکرد جامع درمانی است که علاوه بر جنبه های هیجانی و رفتاری اختلالات انسان، مؤلفه ی فکری آنها را نیز مد نظر دارد. رفتار درمانی عقلانی-هیجانی ریشه های فلسفی دارد. مبانی فلسفی رفتار درمانی عقلانی-هیجانی را لذت طلبی مسئولانه، عقاید بنیادی انسانگرایانه و خردمند بودن انسانها تشکیل می دهند. معنای لذت طلبی مسئولانه این است که انسانها از لذایذ کوتاه مدت رنج آوری مثل سوء مصرف مواد مخدر و الکل به نفع لذایذ بلند مدت و طولانی تر خود چشم بپوشند. به نظر رفتار درمانگران عقلانی-هیجانی انسانها حکم ارگانیسم های کل نگر و هدف مندی را دارند که صرفاً به دلیل زنده بودن مهم هستند.

سومین مبنای فلسفی رفتار درمانی عقلانی-هیجانی خردمندی است، انسان ها در این روش در می یابند که با عاقل بودن می توانند چیزهای بیشتری یاد بگیرند.

به علاوه آلیس معتقد است برخی از اختلالات شدید روانی ریشه زیست شناختی دراد و دیگر اینکه وی عوامل اجتماعی را مهم می داند و معتقد است آدمهایی که برای نظرات و ارزشهای دیگران خیلی اهمینت قائل هستند، احساس بد بودن و بی ارزش بودن می کنند. وی دوازده باور را از ریشه های اصلی روان رنجوری می داند:

  • 1- اطرافیانم حتما باید تمام کارها و اعمال مرا بپسندند.
  • 2- بعضی اعمال و کارها افتضاح و وحشتناک هستند و عاملان آنها باید به شدت نکوهش شوند.
  • 3- اگر اوضاع بر وفق مراد من پیش نرود وحشتناک می شود.
  • 4- همیشه عوامل بیرونی باعث احساس بدبختی انسانها می شوند.
  • 5- اگر چیزی خطرناک یا ترسناک است باید بابت آن بی نهایت ناراحت شوم.
  • 6- پرهیز کردن از مشکلات زندگی بهتر از روبرو شدن با آنهاست.
  • 7- همیشه باید به چیزی قوی تر و بزرگتر از خودم متکی باشم.
  • 8- در تمام شئونات زندگی باید کاملاً باهوش و موفق باشم.
  • 9- اگر چیزی زمانی زندگی مرا تحت تاثیر قرار دهد تاثیرش همیشگی خواهد بود.
  • 10- باید همیشه و کاملاً بر اوضاع و امور کنترل داشته باشم.
  • 11- انسان با بی حالی و تنبلی می تواند به خوشبختی برسد.
  • 12- من تقریباً هیچ کنترلی روی هیجاناتم ندارم و نمی توانم برای احساس ناراحتی ام کاری بکنم.

منبع: روان شناسان