انتظار دارید كه اوضاع آن طور باشد كه شما می خواهید . همیشه این انتظار محقق نمی شود . به طور مثال نوازنده بسیار خوبی پس از نواختن یك قطعه دشوار پیانو با خود گفت : ((نباید اینهمه اشتباه می كردم )). آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت كه چند روز متوالى حال و روز بدى داشت . انواع و اقسام كلماتى كه ((باید )) را به شكلى تداعى مى كنند ، همین روحیه را ایجاد مى نمایند. آن دسته از عبارتهاى بایددار كه بر ضد شما به كار برده مى شوند ، به احساس تقصیر و نومیدى منجر مى گردند . اما همین باورها ، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور كلى شوند منجر به خشم و دلسردى مى گردد نباید این قدر سمج باشد خیلى ها مى خواهند با بایدها و نبایدها به خود انگیزه بدهند . ((نباید آن شیرینى را بخورم )) . این نوع فكر اغلب بى تاثیر است زیرا بایدها تولید تمرد مى كنند و اشخاص تشویق مى شوندكه درست برعكس آن را انجام دهند.