رفتار درمانی عقلانی هیجانی بر این فرض پی ریزی شده که شناخت، هیجان و رفتار سه کارکرد مجزا نیستند، بلکه ارتباط درونی دارند و یک کلیت هستند. هنگام احساس، فکر و عمل می کنیم. هنگام عمل، احساس و فکر می کنیم و هنگام فکر کردن، احساس و عمل. چرا؟ چون انسانها به ندرت و جز برای لحظاتی، فقط احساس، فکر یا رفتار می کنند.

آدم ها هنگام ناراحتی به شیوه ای ناکارآمد و خودناکام کن، فکر – احساس – عمل می کنند و وقتی ناراحتی خود را رفع می کنند که برخی از شناخت ها،واکنش های هیجانی و افعال خود را بطور همزمان تغییر بدهند.

نکته آموزنده: طبق رفتار درمانی عقلانی هیجانی، افکار و احساسات و اعمال ناراحت کننده و تا حدودی ناراحت کننده، یکدیگر را بغرنج می کنند، تغییر می دهند و بر یکدیگر تاثیر می گذارند. رفتار درمانی عقلانی هیجانی همچنان مشمول همان توصیفی است که آلبرت الیس بیش از 50 سال قبل ارائه داد: بجای اینکه بگوییم: جونز به این جدول فکر می کند. بهتر است بگوییم : جونز این جدول را ادراک می کند – حرکت می کند – احساس می کند و به آن فکر می کند. اما چون فعالیت جونز در واکنش به عمدتاً روی حل آن متمرکز است و جونز فقظ گهگاه به جدول می کند و آنرا دستکاری  و احساس می کند، فقط بر بعد فکری و رفتار او تاکید می کنیم. هیجان امر واحدی نیست، بلکه ترکیب و ادغامی از چند پدیده ظاهراً متفاوت ولی به هم مرتبط است (الیس، 1958)

نصرت نوجوان        

برگرفته از: رفتار درمان عقلانی هیجانی