اغلب وقتی عصبانی و افسرده می شویم، به گونه ای رفتار می کنیم که انگار واقعیت دارند. ممکن است فکر کنیم که او آدم خودخواهی است. ممکن است فکر کنم که کاملاً حق با من است، اما احتمال دارد اشتباه کنم. وقتی مضطرب هستم، ممکن است این فکر به ذهنم برسد: من مطمئنم که در ارائه مقاله، کاملاً ضعیف عمل خواهم کرد. این فکر می تواند درست یا غلط باشد. چون به گونه ای می اندیشم، اصلاً بدین معنا نیست که افکار من اقعاً درست باشد. افکار ما، فرضیه ها، توصیف ها، دیدگاه ها و حتی حدس هایی هستد که در باره یک پدیده داریم. غلط بودن یا صحیح بودن شان می تواند ثابت شد. بیماران فرصت پیدا می کنند که یاد بگیرند چگونه یک واقعه فعال ساز یکسان می تواند منجر به باورها (افکار) و پیامدها (احساس ها و رفتار) متفاوتی شود. اگر من معتقد باشم که در امتحان به هیچ وجه خوب عمل نخواهم کرد (فکر من). ممکن است طبق همین فکر، احساس ناامیدی کنم و حال و حوصله مطالعه نداشتم. (رفتار من). از سوی دیگر، اگر معتقد باشم که می توانم نمره خبی بگیرم، ممکن است احساس امیدواری کنم و برای امتحان آماده شوم.

گردآوری: نصرت نوجوان

منبع: تکنیک های شناخت درمانی، رابرت لی هی

فکر اولیه من (در امتحان به هیچ وجه خوب عمل نخواهم کرد) منجر به رفتار ناسازگار آماده نشدن برای امتحان می شود که در واقع نوعی پیش گویی خودکامبخش است و به خاطر همین فکر و رفتار، در امتحان نتیجه خوبی نمی گیرم.

بسیاری از افرادی که افسرده، مضطرب یا عصبانی می شوند، با افکار شان به گنه ای برخورد می کنند که انگار واقعیت دارند، یعنی فکرشان را با واقعیت یکسان می انگارند.

به بیمار کمک می کنیم که فکر منفی را از واقعیت های احتمالی تمایز قایل شود، یعنی علاوه بر فکر منفی بر واقعیت احتمالی نیز تمرکز کند.

افکار و واقعیت ها دقیقاً شبیه به هم نیستند. صرفاً به دلیل این که شما فکر کنید، برخی چیزها واقعیت دارند، لزوماً به معنای درست بودن آنها نیست.

مثال:

درمانگر: وقتی دست صمیمی شما جواب سلام تان را نداد، ناراحت شدید؟

بیمار: البته که ناراحت شدم. اصلاً توقع نداشتم جواب سلامم را ندهد.

درمانگر: به نظر شما، چرا دوستتان جواب سلام شما را نداد؟

بیمار: از بس آدم خودخواه و مغروری است.

درمانگر: از کجا می دانید آدم خودخواهی است؟

بیمار: چون جواب سلامم را نداد.

درمانگر: فکر می کنید غیر از مغرور بودن، چه دلایل دیگری وجود دارد که دوستتان جواب سلام شما را نداده است؟

بیمار: نمی دانم، شاید نشیده باشد. شاید هم خسته بود.

درمانگر: درسته. مغرور بودن تنها اقعیت ممکن در این اتفاق نبود.

تکلیف خانگی: درمانگر می تواند از بیمار بخواهد وقایع فعال ساز یا پیش آیند باورها یا احساسها را از طریق فرمی ردیابی می کند.

مشکلات احتمالی: برخی افراد معتقدند که افکارشان کاملاً مطابق واقعیت هستند. علاوه براین، برخی معتقدند افکار منفی، واقعیت دارند. ما نمی خواهیم این برداشت را در ذهن بیماران القا کنیم که همه افکار آنها غلط است. چنین تمایزی می تواند به این شیوه بیان شود: گاهی اوقات افکار شما توصیف دقیق واقعیتند و گاهی اوقات نیز افکار شما بازتاب دقیق تمام واقعیت نیستند. برخی از بیماران معتقدند بررسی واقعیت ها به معنای انتقاد و بی توجهی به مشکلات آنهاست.

اشاره به سایر تکنیک ها

1-       شواهد تایید کننده و رد کننده صحت افکار

2-       تمایز افکار از احساس ها

3-       مقوله بندی تحریف های شناختی

4-       جستجوی نوسان در یک باور خاص

فکر منفی

سایر واقعیت ها احتمال های

 

 

 

 

 

 

 

 

 

A= واقعه فعال ساز

B= باور (فکر)

C = پیامد احساسی

C  = پیامد رفتاری